هستن از عشق تو مدهوش کن قبول این دو کفن پوش
یا اخاحسین مظلوم
اذنی ده ای حسین جان پر گیرند سوی میدان
هدیه ای آوردم ای جان رد مکن از روی احسان
یا اخاحسین مظلوم
ای همه حاصل من غربتت قاتل من
رو سپیدم کن برادر روز محشر پیش مادر
یا اخاحسین مظلوم
باران كه مي آيد، هفت رنگ ميشود براي دل
دل انسان و دل آسمان
اما شايديك ماه باران بيآيد، آن وقت كه باران مي آيد، رحمت همگاني ميشود بر يك صدا
صداي عاشق و صداي معشوق
و اين ماه، ماهي است كه عاشق و معشوق، معشوق و عاشق، در آغوش هم، دست در دست هم، ميخندند.
عاشقان چتر ها را پس زنيد و خود را غر ق در درياي رحمت و باران بركت كنيد.
ماه محرم می اد ماه ارباب ماه ماتم
زبوی پیراهن پاره پاره ات مستم
بیا به دیدن من انتظار روی تو هستم
اسیر عسق تو بودم به هر کجا رفتم
سفیر عشق تو گشتم که در خراب عشق هستم
چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند
بردند و به میزان عمل سنجیدند
بیش از همه کس گناه ما بود ولی
ما را به محبت علی بخشیدند
آن الفبای دبستانی دلخواه تویی
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگی ست،!!
به انکار مکوش...
تو این روزا یه بویی می اد یه بویی به اسم محرم به اسم کربلا به اسم ارباب بی کفن ارباب همه عاشقان غم ( وقتی غم از دل ادم کنده می شه که اقا امام زمان بیاد و انتقام ارباب رو بگیره و همه غم ها از دل همه پاک شه و تبدیل به شادی بشه ) آمین .